تبليغاتX
یک بار برای همیشه ...
هیچ دلسوزی نداند چاره ای کار مرا شمع بگریزد اگر بیند شب تار مرا
 

اگر ماه بودم 

 به هرجا كه بودم.سراغ تو را  از خدا مي گرفتم


وگر سنگ بودم

به هرجا كه بودي سر رهگذار تو جا مي گرفتم


اگر ماه بودي

به صد ناز شايد شبي بر لبه بام ما مي نشستي


وگر سنگ بودي

به هرجا كه بودم  مرا مي شكستي مرا مي شكستي

|+| نوشته شده توسط M.j در  |
 تو دلت يـك جاي ديگه

تو دلت يـك جاي ديگه
اين و چشمات داره ميگه
ولي من ديگه ميدونم
كه تو كفشت پر ريگه
من و تو چه ساده بوديم
كه به هم دل داده بوديم
پاي اين عشق خيالي
بد جوري افتاده بوديم
روزاول ديدين تو واسه
من خيلي قشنگ بود
تو ميگفتي كه ميموني
ولي قلبت پر سنگ بود
توبرو سراغ عشقي
كه نفهمه تو كي هستي
پاي عشق تو بميره
تا نفهمه خالي بستي
من و تو چه ساده بوديم
كه به هم دل داده بوديم
فقط برو برو بروووووووووووووووو
_________________
نفرين به زندگي!به همين روزهاي سرد
اين روزهاي تهي از نبرد و مرد
حس پرنده بودنم از دست رفته است
من ماندم و همين قفس و ميله هاي سرد

|+| نوشته شده توسط M.j در  |
 چرا عاشق نباشم...

من که ميدانم شبي عمرم به پايان ميرسد       نوبت خاموشي من سهل و آسان ميرسد

من که ميدانم که تا سرگرم بزم و مستي ام      مرگ ويرانگر چه بي رحم و شتابان ميرسد

پس چرا عاشق نباشم                                  پس چرا عاشق نباشم

من که ميدانم به دنيا اعتباري نيست نيست      بين مرگ و آدمي قول و قراري نيست نيست

من که ميدانم اجل ناخوانده و ويرانگراست                 سرزده مي آيدو راه فراري نيست نيست

پس چرا عاشق نباشم                                  پس چرا عاشق نباشم

|+| نوشته شده توسط M.j در  |
 
اين كه به تو نمي رسم حرف تازه اي نيست

مسير آمدن و رفتن تو را آنقدر آمدم و دست خالي برگشتم كه كفشهايم از التماس نگاهم شرمنده شدند .

اين كه ديگر نمي آيي و من بيهوده اين لحظه هاي خسته ملول را انتظار ميكشم تا شايد فردايي بيايد كه تو دوباره برگردي چيز كمي نيست و تو هيچ گاه برنميگردي تا ببيني
 
اين كه هيچ كس نميداند من در انتهاي سكوت حنجره ام آوازهاي قديمي تو را به سوگ نشسته ام ولحجه دروغين نفرتم روي لحظه هاي خوش گذشته ام چنبر زده درد كمي نيست
 
خورشيد هيچ گاه در سرزمين يخبندان قلب تو طلوع نكرد نتابيدو درياچه قطبي چشمان تو را آب نكرد
 
هيچ پرنده اي روي شاخه هاي دلت ننشست نخواند ونپريد و من بيهوده در انتظار آخرين معجزه بودم و چه دير فهميدم.....؟
|+| نوشته شده توسط M.j در  |
 
فرق من و تو :

گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم

گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم

گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم

گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري

گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم

گفتي

... ، گفتم... .

حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه !

فرق ما اينه كه:

تو دروغ گفتي، من راستشو.


 

|+| نوشته شده توسط M.j در  |
 سئوالهاي مربوط به تابعيت

قانون: حقوق بين الملل خصوصي

موضوع: تابعيت

1 -  تابعيت چيست ؟ 

با تعريف'' باتيفول'' ، تابعيت، تعلق حقوقي شخص به جمعيت تشكيل دهندة دولت است . اين تعريف علاوه بر دارندگان تابعيت اصلي ، شامل دارندگان تابعيت اكتسابي نيز مي شود . 

2 - وضعيت تابعيت زن خارجي كه شوهر ايراني انتخاب مي كند چگونه است ؟

هر زن خارجي كه شوهر ايراني اختيار كند تبعة ايران محسوب مي شود ، يعني تابعيت مرد بر او تحميل مي شود و مثل هر ايراني ديگر از حقوق مربوط از جمله حق مالكيت بر اموال غير منقول در ايران برخوردار مي شود . 

3 - وضعيت تابعيت زن خارجي كه شوهر ايراني انتخاب كرده و از او جدا شده يا شوهرش فوت كرده است  چگونه است ؟ 

تابعيت ايراني زن خارجي كه در اثر ازدواج با مرد ايراني كسب كرده حتي پس از فوت شوهر يا جدا شدن از او همچنان به قوت خود باقي است ولي در صورتي كه او نخواهد تابعيت ايراني خود را حفظ نمايد مي تواند با اطلاع كتبي به وزارت امور خارجه و اراية گواهي طلاق يا فوت شوهر به تابعيت اوليه خود باز گردد . 

لازم به يادآوري است ، چنانچه همين زن هنگام فوت شوهر از او فرزندي كمتر از 18 سال داشته باشد نمي تواند ترك تابعيت ايراني كند و به تابعيت اولية خود بازگردد . 

4 - در صورتي كه زن خارجي كه با مرد ايراني ازدواج كرده به ميل خود از تابعيت ايران خارج شود وضع اموال موجود او در ايران چگونه است ؟ 

با خروج از تابعيت ايران ، چنين زني حق داشتن اموال غير منقول را بيشتر از آن چه به اتباع خارجي اجازه داده شده ، نخواهد داشت . چنين زني بايد ظرف يك سال پس از ترك تابعيــت ايران ، مقدار مازاد بر حد مالكيت بر اموال غير منقول توسط اتباع خارجي در ايران را به اتباع ايراني منتقل كند ، در غير اين صورت اين اموال به فروش مي رسد و دولت ، پس از كسر مخارج ، قيمت آن ها را به وي پرداخت مي كند . 


5 -
وضعيت تابعيت زن ايراني كه با مرد خارجي ازدواج مي كند چگونه است ؟ 

تابعيت زن ايراني كه با مرد خارجي ازدواج مي كند بر اساس قوانين كشور شوهرش تعيين مي شود. چنانچه تابعيت شوهر بر اساس قوانين كشورش بر زن تحميل شود ، زن ، تابعيت ايراني خود را از دست خواهد داد زيرا قانون ايران تابعيت دو گانه براي زن ايراني را نمي پذيرد . ولي اگر كشور متبوع مرد تابعيت را به زن ايراني تحميل نكند زن ايراني مي تواند تابعيت ايراني خود را حفظ نمايد . 


6 -
در صورت ازدواج زن ايراني ، با مرد خارجي و خروج از تابعيت ايران ، زن ايراني در چه صورتي مي تواند   به تابعيت ايران بازگردد ؟ 

در صورت طلاق يا فوت شوهر خارجي ، زن مي تواند به تابعيت ايراني خود بازگردد . در اين صورت بايد درخواست خود را به پيوست گواهي فوت شوهر يا سند طلاق به وزارت امور خارجه تقديم كند. 

7 - وضعيت تابعيت فرزند مرد ايراني كه در خارج از كشور متولد مي شود چگونه است ؟ 

به موجب مقررات قانون مدني ايران ، فرزند پدر ايراني اگر چه در خارج از كشور متولد شود تابعيت ايراني خواهد داشت و در صورتي كه كشوري كه كودك در آن جا به دنيا آمده از روش ((خاك)) براي تعيين تابعيت استفاده كند داراي تابعيت دو گانه خواهد بود .

8 - آيا كودكي كه از والدين خارجي در ايران متولد شده باشد مي تواند از تابعيت ايران خارج شود ؟  

اين كودك مي تواند در صورت تمايل پس از رسيدن به 18 سالگي و فقط طي يك سال ، يعني تا 19 سالگي با درخواست كتبي از وزارت امور خارجه و اراية گواهي دولت متبوع پدرش مبني بر پذيرش او به عنوان تبعة آن كشور ، از تابعيت ايران خارج شود . 

9 - آيا اشخاصي كه داراي تابعيت دوگانه هستند مي توانند در كشوري كه اقامت دارند به تابعيت ديگر خود استناد كنند ؟ 

اين افراد در هر يك از دو كشوري كه تبعة آن هستند و در آن زندگي مي كنند فقط تبعة همان كشور شناخته مي شوند نمي توانند به تابعيت ديگر خود استناد كنند . 


10 -
آيا تفاوتي ميان اقامتگاه و تابعيت وجود دارد ؟* 

آري . تفاوت ماهوي حقوقي بين اين دو وجود دارد : در تابعيت ، رابطة فرد با دولت ، رابطه اي حقوقي ، معنوي و داراي ماهيت سياسي است كه حضور و عدم حضور وي در قلمرو دولت متبوع در آن بي تأثير و شرايط استقرار و بقا و قطع آن را قانونگذار تعيين مي كند و نقش فرد در آن تا حدي است كه قانون اجازه مي دهد ، در حالي كه در اقامتگاه رابطة فرد با سرزمين متعلق به دولت است ، كه رابطه اي مادي و ناپايدار است كه استقرار و تغيير آن از كشوري به كشور ديگر بسته به ارادة فرد مي باشد

بقیه سوالات در ادامه ی مطلب..


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط M.j در  |
 مطمئنم که باور نمی کنید اینها مجسمه هستند!!!!!

 

برای دیدن بقیه ی عکسها به ادامه ی مطلب رجوع کنید...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط M.j در  |
 

چه معصوم بودی تو وقتی دروغ می گفتی ....

 

چه وقیح بودم من وقتی باور می کردم.....

|+| نوشته شده توسط M.j در  |
 
 
بالا