تبليغاتX
یک بار برای همیشه ...
هیچ دلسوزی نداند چاره ای کار مرا شمع بگریزد اگر بیند شب تار مرا
 
 
|+| نوشته شده توسط M.j در  |
 بهانه
مي توان تو را بهانه كرد و از تو گفت
يا شكوه شاعرانه كرد و از تو گفت

 

لحظه لحظه در كنار برگ بر گ اين خزان

شاخه هاي خشك را جوانه كرد و از تو گفت

 

در هجوم اين سكوت زهر دار شعر سوز

يك سبد غزل ترانه كرد و از تو گفت

 

يا به جاي واقعيت دروغ اين زمان

شعر را سرود جاودانه كرد و از تو گفت

 

در كنار تو شبيه سارهاي بي وطن

عشق را نشان اين زمانه كرد و از تو گفت


اي صداقت سپيد شامگاه تيره روز

مي توان تو را بهانه كرد و ازتو گفت

_________________
اي كاش نبودنت را هم با خودت برده بودي .........

|+| نوشته شده توسط M.j در  |
 
 
بالا